ساخت وبلاگ حرفه ای خرید بک لینک
بستن تبلیغات [X]
برترین مطالب روز و برترین ویدیو ها و اهنگ ها

شنبه 11 دی 1395
20:53
7: تعداد بازدید

چگونگی مرگ سلیمان(ع) و بی‎وفایی دنیا

خداوند تمام امکانات دنیوی را در اختیار حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ گذاشت تا جایی که او بر جن و انس و پرندگان و چرندگان و باد و رعد و برق و... مسلط بود. امام هشتم از پدرش از حضرت صادق (ع ) روایت کرده است که روزى سلیمان بن داود به اصحاب خود فرمود: خداى تعالى چنین سلطنتى که شایسته دیگرى نبود به من عنایت کرده، باد و انس و جن و پرندگان و وحوش را در اختیار من قرار داده و زبان پرندگان را به من آموخته و از همه چبز به من داده و با همه این احوال، خوشى یک روز تاشب براى من کامل نشده و من میل دارم فردا به قصر خود درآیم و به بالاى آن بروم و بر آن چه در فرمان روایى من است بنگرم. کسى را اجازه ندهید بر من وارد شود تا یک روز را به آسایش ‍ بگذرانم. فردای آن روز فرا رسید. سلیمان وارد قصر خود شد و در قصر را از پشت قفل کرد تا هیچ کس وارد قصر نشود، و خود به نقطه اعلای قصر رفت و با نشاط به ملک خود نگریست. نگهبانان قصر در همه جا ناظر بودند که کسی وارد قصر نشود. ناگهان سلیمان دید جوانی زیبا چهره و خوش قامت وارد قصر شد. سلیمان به او گفت: «چه کسی به تو اجازه داد که وارد قصر گردی، با این که من امروز تصمیم داشتم در خلوت باشم و آن را با آسایش بگذرانم؟!» جوان گفت: «با اجازه خدای این قصر وارد شدم.» سلیمان گفت: «پروردگار قصر، از من سزاوارتر بر قصر است، اکنون بگو بدانم تو کیستی؟»

جوان گفت: «انا ملک الموت؛ من عزرائیل هستم.»

سلیمان گفت: «برای چه به این جا آمده‎ای؟»

عزرائیل گفت: «لاقبض روحک؛ آمده‎ام تا روح تو را قبض کنم.»



برچسب ها: جن , ملک سلیمان , مرگ ,
برترین اخبار و برترین ویدیو ها و اهنگ های جدید شاد

با ما همراه باشید
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به برترین مطالب روز و برترین ویدیو ها و اهنگ ها است. | طراح قالب: آوازک